" نقد نظریه آ براهام مازلو "

                             The Abraham Maslow Theory Critics"    L – M 62"

حدود 63 سا ل پیش "  آ براهام مازلو " در شهرنیویورک امریکا ، اندیشه ی خود را تحت عنوان سلسله

مراتب نیازهای انسان به رشته ی تحریر در آ ورد . وی معتقد بود ، نیازهای بشر دارای سلسله مراتبی

است که تقدّ م و تأخّرآ نها دارای ارزش بسیار است . برای مثا ل :

او ابتدائی ترین نیاز های بشر امروز را ، غذا ، پوشاک ، مسکن و. . . می داند که به محض ارضاء شدن

آ نها دیگر محرّک رفتار انسان نخواهد بود و فرد در فکر برآورده شد ن نیازهای بعد ی خود ،خواهد شتافت .

" ابراهام مازلو " دومین نیاز انسان را ایمنی می داند ، که امنیت شغلی و مصونیت از هر گونه تجاوزی که

 حیات فرد را به مخاطره اندازد و . . . از جمله موارد مهم آ ن به شمار می رود .

دسته ی سوم از نیاز های بشر توسّط " مازلو " عشق و محبت  نام دارد . مانند برخورداری فرد از روابط

عاطفی با دیگران در محیط کار ، خانواده و معاشرت با دوستان و نزدیکان .

وی دسته ی چهارم از سلسله مراتب نیازهای انسان را قد ر و منزلت می پندارد و معتقد است ، فرد

همچنانکه نزد خود احساس اعتبار و منزلت می کند ، بنابراین می باید از سوی دیگران نیز مورد ستایش

 و احترام قرار گیرد . ایشان این نیاز انسان را تحقق بخشید ن به توانائیها و استعدادهای ذاتی انسان بر

می شمارد و معتقد است ، این مرحله در جایگاه نیاز های انسان ، یعنی ارضاء نیاز ها در مبدّ ل ساختن

 و باروری با لقوّه به با لفعل استوار می باشد . " ابراهام مازلو" اعتقاد دارد ، مراحل چهارگانه ی فوق

اگرچه سنگ بنای مرحله ی پنجم از نیاز ها را فراهم می آ ورد ، امّا هیچ یک از آ نها در این مرحله محرّک

واقعی و انگیزش فرد محسوب نمی شود ، مگردست یازیدن انسان به بالاترین رتبه ی کما ل در انجام

 آ نچه در قد رت ، ظرفیت و توانائی او قرار دارد . با توجّه به اینکه نظریه ی سلسله مراتب نیازهای

 " مازلو " در کتب و متون رشته های مد یریت و روانشناسی آ ورده شده است و مورد استفاده بسیاری

از پژوهشگران قرار می گیرد ، امّا ایرادهای زیادی نیز بر آ ن وارد است که این نظریه و کاربرد آ ن را در

جوامع مختلف سخت به چا لش کشید ه است که در زیر به تعدادی ازآنها اشاره می گردد :

1 – نظر به اینکه جهان امروز مرکّب از کشورهای توسعه یافته ، در حا ل توسعه و عقب مانده است ،

پیچید ن نسخه ای یکسان برای جوامع ذکر شده منطقی نیست . زیرا آ نچه که نیاز انسان را در جوامع

مختلف شکل می دهد ، برگرفته از ارزشها ، فرهنگ جوامع و به تبع آ ن جریان اجتماعی شدن

 آ نهاست . بنابراین بعید به نظر می رسد ، نیاز های انسان در همه ی جوامع توسعه یافته ، در حا ل

توسعه و عقب مانده ، به یک شیوه خود را مطرح سازند .

2 – اعتقاد " مازلو " مبنی بر اینکه تا نیازهای مراحل پائین تر بر طرف نگردد،نیازهای بعد ی اتّفاق

 نمی افتد نیز ابهام برانگیز است . چگونه و با چه معیاری می توان تشخیص دادکه نیازی از انسان

 مرتفع شده باشد ؟ آ یا نیاز به خوراک ، پایان پذ یر است  ؟  آ یا نیازمندی به پول مرتفع می شود ؟

به نظر می رسد ، این طرز تلقّی بسیار خوشبینانه است که تصوّر شود زمانی فرا می رسد که نیاز به

غذ ا ، پول و مادیّات انسان برطرف شود. حتّی در کشورهائی که ارزشهای آ نها برگرفته از معنویّات است

را نیز شامل نمی شود ، چگونه انسانها در جوامع غرب خواهند توانست ارزشهای مبتنی بر مادیّات را به

 نقطه ای که اشباع خواسته های مادّ ی است ، رهنمون سازد ؟

3 – در سلسله مراتب نیازهای " مازلو " از مفهوم " توکّل به خدا " و امید به آ ینده چیزی را نمی توان

دریافت کرد . بی شک ، یکی از معیارهای اصلی و نیاز های حقیقی انسان  " توکّل به خدا " است .

زمانی که همه ی تخصص ها و علوم در برابر پد یده ای مستأ صل می مانند ، و هیچ اهرم قوی

وکارسازنمی تواند  محرومیت های فرد را بر طرف سازند ، شاید تنها راه باقی مانده چنگ انداختن به

معبود است . اگرچه در غیر اینصورت نیز معتقد ین واقعی به خدا در همه ی احوا ل وجود واجب الوجود را

همواره در رأس اند یشه ها و باورهای خود قرار می دهند .  ذکر این نکته ضروری است که ، به جهت

اعتقادات حقیقی عدّ ه ی زیادی از مردم به خدا و اعتمادی که نسبت به وجود لایزا لش  ابراز می نمایند ،

 بسیاری از نیازهای انسانی آ نها از طریق " توکّل به خدا " به سرانجامی نیک مبدّ ل می شود . این

موضوع در معا لجه ی بیماران ، زبانزد خاص وعام است . حتّی پزشکان معا لج بیماران نیز علیرغم

برخورداری از علم درمان ، بیماران را ترغیب می نمایند که از خدا کمک بخواهند تا درمانشان تسریع

یابد . نا دیده انگاشتن به این نیاز انسان ، از ایرادات بزرگ نظریه " مازلو " است . بنابراین زمانی که

مفهوم " توکّل به خدا " درسلسله مراتبی از نیازهای انسانی که یک نیاز اجتناب ناپذ یر برای حدّ أ قل ،

بخش زیادی از انسانهای مسلمان نقش ایفاء می نماید  ، تعمیم دادن  نظریه " مازلو " به کلّ بشریت

امروز و تسرّی دادن اند یشه ی وی به جامعه ی ما ، چندان منطقی به نظر نمی رسد .

4 – ایراد دیگری که بر نظریه " مازلو " می توان گرفت ، بررسیهای انجام شده بر روی کارکنان و مد یران

سازمانها در جامعه ی غرب است . مشاهدات بدست آ مده حا کی ازآن است ، بخش بزرگی از کارکنان

در جامعه ی غرب  ، نیاز های ابتدائی در سلسله مراتب " مازلو " را نیازهای خود دانسته اند ، در حالیکه

نیاز های ابتدائی مد یران در مرحله ی قدر و منزلت و خودیابی سیر می کرد . البته این بدان معنا نبوده

است که نیازهای ابتدائی نظریه " مازلو " را پشت سر گذاشته باشند . بلکه قرار گرفتن در جایگاه

مد یریت ، آ نها را به این نیاز ترغیب می کرد .که این مسئله ابهام دیگری بر تقّدم نیازهای مطرح شده ی

وی وارد می سازد .

5 – سا ل 59 و اوایل سا ل 60 شمسی ، جنگی بر علیه کشورما به راه انداخته می شود . بسیاری از

جوانان و مردم جامعه راهی جبهه ها ی جنگ می شوند . اشتیاق آ نان برای حفظ آ رمانهای جامعه

موجب گردید تا آ نهائی که بخش اعظمشان از کوچکترین امکانات مادّی بر خودار نبودند ، در مقا بل

متجاوزان قرارگیرند . صد ها هزار نفر از آ نان به شهادت رسید ند .

عبارت فوق واقعیتی است  از آ نچه که در جامعه ی ما به وقوع پیوسته است . دفاع از کشور و به شهادت

 رسیدن کسانی که در مرحله ی ابتدائی نظریه سلسله مراتب نیازهای  " مازلو " قرار داشتند ؛ بدون

تحقق و ارضاء کوچکترین و ابتدائی ترین نیازها در رأ س هرم نیازهای وی جای گرفتند . این موضوع به

هیچ عنوان با نظریه مراتب نیازهای وی همخوانی نداشته است . بنابراین ادّعای " مازلو " را با توجّه

به آ ن چه ارائه و به نگارش  درآمده است ، هیچگاه نباید به مردم جامعه و کشورما تعمیم داد .

 

 

  بازدید کنندگان محترم ، اعم از داخلی و خارجی

   نقدی دیگر بر سلسله مراتب نیازهای " آبراهام مازلو " را در شماره  160 از سلسه مقالات

مدیریت محلّی منتشر شده در این وبلاگ مشاهده نمایند.