نقد بوروکراسی ماکس وبر ( 2 ) 134
نقد بوروکراسی ماکس وبر ( 2 )
L - M 134
Criticize of Max Weber’s Bureaucracy
به اعتقاد نگارنده، منظور" ماکس وبر " از سازمانهای قدیمی که سابقاً برای جوامع روستایی اروپا
مناسب بودند از بین رفته است، بخشی در محدوده سالهای 1920 - 1846 وبخشی دیگر شامل
سازمانهایی است که قبل از سال 1846 فعّالیت می کردند بوده است.
نگاه " وبر" از تغییرات آتی آهنگ کار و آینده نگری وی در ارائه الگوی شیوه انجام کار کارکنان چندان
بی ارتباط به ظهور انقلاب صنعتی در غرب که از قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم خودنمایی کرد و تحوّلی
را که در نگرشها ایجاد نمود و متعاقب آن ایده مدیریت علمی تیلور در سازمانها فرصت یافت تا انسان را از
بِعد اقتصادی ارزیابی کند نبوده است.
بدون تردید با وقوع انقلاب صنعتی درغرب و ارتقای سطح بینشها نسبت به قبل از آن، به گونه ای ابتدایی
وضعیت سازمانها سروسامان پیدا کرد بطوریکه عدّه بیشتری به سمت سازمانها گرایش یافتند،
اگرچه تکنولوژی و دانش بشرهمچنین آموزش نیروی انسانی در مراحل ابتدایی بسر می برد.
عدم مهارت لازم عدّه زیادی از کارکنان و فرآورده هایی را که از سوی آنها ببارمی نشست نیز بسیار ساده
بودند و دقیقاً همین ویژگیها موجب گردید تا " ماکس وبر " ایده و الگوی خود را تحت عنوان
" بوروکراسی "ارائه نماید.
آنچه را که از تقسیم کار" ماکس وبر " مستفاد می شود گویای آن است که تقسیم وظایف به اجزای
خیلی کوچک و تخصّصی کردن آن می تواند بی تجربه ترین کارگر و یا کارمند را با حدّاقل مهارت بر کار خود
مسلّط گرداند و این مسئله موجب می گردد تا نیروی کار انسان قابل جانشینی باشد، که این امر
می تواند در ازدیاد کارآیی سازمانها تأثیر بسزایی داشته باشد.
به اعتقاد نگارنده، ایده تقسیم کار و وظایف " ماکس وبر " در جهت افزایش کارآیی کارکنان حتّی در
یکصد سال قبل نیز از وجاهت اخلاقی و انسانی برخوردار نبوده است، زیرا این مسئله باعث می گردد تا
کارفرمایان برای تحقّق خواسته و نیّات خویش هرگونه سختی و مشقّتی را بر زیردستان خود تحمیل
کنند، بالاخص قابلیت جانشینی نیروی کار موجب خواهد شد تا آنها ( کارفرمایان ) نه تنها به نیازهای
زیردستان وقعی ننهند، بلکه هر نوع شکوائیه زیردستان از سازمان و مدیریت آن به بهای سنگینی که
همانا اخراج کارکنان را در بر خواهد داشت بیانجامد.
این در شرایطی است که الگوی تقسیم کار" ماکس وبر"علیرغم ضدّ اخلاقی بودن آن، در سازمانهای
جوامع امروز به کار گرفته می شود.
اگرچه نمونه های فراوانی را می توان متذکّر شد، در زیر به یک نمونه بارزآن در زمینه اعتصاب رانندگان
ناوگان حمل و نقل شهری اشاره می گردد:
در بعضی از جوامع، رانندگان ناوگان حمل و نقل شهری به جهت نارضایتی از اوضاع و شرایط نامناسب
کاری و همچنین سختی کار وعدم ارضای نیازهای خود دست از کار می کشند.
کارفرمایان بجای رسیدگی به خواسته های آنان، عذرشان را خواسته و با اخراج رانندگان، عدّه دیگری را
به کار می گمارند.
معنای چنین عملکردی آن خواهد بود که اگر نفرات جدید نیزمانند رانندگان گذشته رفتار نمایند، کارفرمایان
نیز بر ادامه سیاست و تهدید خود پای خواهند فشرد و به هیچوجه ازروندی که بدان تمسّک می جویند،
کوتاه نخواهند آمد.
ادامه دارد